0

فرقی ندارد

امروز نزد پزشک بودم. باید قدرت شنوایی گوش هایم را می سنجید. گفت حدود هفت ده د.ب. از قدرت شنوای  خود را از دست داده ام. گفتم چه خوب کم تر حرفای بد می شوند. خندید.

گفت باید قدرت بنای ات را هم بسجنی .

 این قدر تغییر کرده که تنها نایی دیدن خوبی های زندگی را دارد.

برای دیدن و شنیدن چهره واقعی روزگار دیگر توانای هایم کمی می کند.
یعنی حالا می توانم احساس خوشبختی بکنم؟

وقتی به این جا می رسی یا خوشبخت هستی یا بیچاره. ولی حقیقت این است که دیگر هیچ فرقی ندارد
 

0

این روزها

این روزها به این چند چیز فکر می کنم

شاید من به همه آن چیزهای که دوست دارم نرسم.
چرا؟
  زود است هنوز این حرفها بزنم؟
– نه زود نیست. باید اقرار شوم که من قادر نیستم روزگار خودرا تنها برای خود بخواهم. نمی دانم چرا.

چرا؟
– از بس نمی توانم از چیزهای که دارم بگزرم. کاری که قبلا به راحتی انجام میدادم. در گذشته البته. اما حالا احساس می کنم که دیگر سال تا سال سخت تر شده است.
  چه؟
  نمی دانم.
  چیرا؟
نمی دانم.

0

بیا بهنام، پنجشنبه هایمان را برقصیم

 

قرار نبود این فیلم ربطی به خودکشی داشته باشد. اما دقیقن در روزهایی دست به کار شدیم که خبر خودکشی نهال سحابی تیتر اول رسانه ها بود. از خواندن اخبار و همخوان کردن آخرین شعر این شاعر جوان و دختر غمپرداز قانع نمی شدم.
به این فکر می کردم که اگر نوشته آخر اورا قبل از خودکشی اش می خواندم آیا می توانستم حدس بزنم که می خواهد دست به نابودی خود بزند؟ نه. نوشته محزونی بود که همه ما گاه و گداری می نویسیم و روز دیگر حال مان بهتر می شود و باز چیزی دیگری می نویسیم.

ما نیز بارها خودکشی کردیم وکسی نفهمیده حتا خود ما نیز. ما نیز تا پای مرگ رفتیم اما برگشتیم و به تعویق انداختیم. به تعویق انداختیم تا زندگی را برای دیگران کمی هم باشد بهتر سازیم.

این فیلم را در یکشنبه افتابی و آرام هلند فیلم برداری کردیم. بدون قضاوت.
شاید دیگر کاری برای این دختر ناامید نتوان کرد به جز این که این پنجشنبه یاد او را دوباره روشن کنیم. این همان پنجشنبه ای ست که می توانست نهال و بهنام را در آغوش خود بکشد تا شاید در یکی از سیبستان های ایران سیب را با پوست گاز می زدند و دست به دست همدیگر باز پنجشنبه ای را می رقصیدند.

چیزی در نگاه خانم پریسا بود که در نگاه ابراهم گلستان بود وقتی اورا ده سال پیش

0

دیدار با پریسا، بانوی آواز ایران

در جشن زادروز مولانا در قونیه بودم. شهری که آرامگاه همیشگی مولانا بوده چه در دوران زندگی و چه بعد از مرگ. قونیه یک حس آرامبخشی در خود داشت. حتا در نگاه مردمش می شد این آرامش را دید.

روز اول با دولتمند و گروه خانوادگی اش بودم و گروه آمریکایی که سرود مذهبی می خواندند. گردانندگان این جشنواره تلاش کرده بودند از سیاست مولانا استفاده بکنند و همه ملت ها و مذهب هارا کنار هم جمع بیارند و از مناجات آنها با رسم و شیوه خود به نمایش بگزارند.
 
روز سوم اما نوبت ایران بود و خانم پریسا قرار بود با چند نوازنده حاضر شوند.
 
یک ساعتی که با هم گذراندیم مثل ثانیه ها گذشت.
 
همه گفتگورا نمی توانم پیشگش شما بکنم. اما آن چه را که می شود در این ویدیو می توانید ببینید و از زبان زنی بشنوید که هنرش در گلویش بند است اما ترک وطن نکرده. ترک نکرده اما می ترسم که دل اش از دست وطن به ترکش آید. از دست وطنی که از صدای خدایانه زن می ترسد:

چیزی در نگاه خانم پریسا بود که در نگاه ابراهم گلستان بود وقتی اورا ده سال پیش در لندن دیده بودم. نگاهی عمیق و مهربان. مهری که در نگاه این دو می دیدم شکافنده و عمیق بود. مهری که نیاز به شکستن و روی کف گذاشتن نداشت.
 
بعضی افراد را باید از نزدیک ببینی و در چشمانشان آن نور متفاوت را کشف بکنی. ورنه فکر می کنی با فردی معمولی رو به رو شده ای و یا اصلا شانس دیدار را نداشتی خوب که چه.

اما وقتی حتا فرد ناشناس و معمولی ای را که می بینی می فهمی که چیزی در اوست.

چه برسد که دیدار با استاد آوازی داشته باشی که کمتر از گوشه انزوای خود بیرون می آید و کم تر از خود و نگرانی های خود می گوید. بی شک این نوع افراد روی کسان تاثیرگذارند.

برای دریافت متن این گفتگو و گزارش از تجلیل زادروز مولانا بلخی لطفا به رادیو زمانه مراجعه بکنید

… ادامه نوشته

1

Эъломия: Биёед як руз аз зиндагии худро сабт кунем!

Имсол бист сол аст ки мо точикон истиклолияти худро пайдо кардем. Дар ин бист сол хатман насле ба бор омадааст ки тачрубахои насли дигарро ба чолиш кашидаанд. Инро дар фейсбук хама руза мебинем. Аммо талош барои бехбуд ёфтан ва иттиходи милли дар хамаи ин наслхо як даст аст. 
Шояд холо вакти он аст ки ин точиконагии худро хар чо ки хастем, чи дар ватан ва чи дар мухочират ба тасвир кашем. 

… ادامه نوشته

2

در میدان شهر

Дар чашмонаш тасвири ман аст
Овезон бар дори баланд
Ва лаккахои хушранги хун 
Бар бадани урёнам

برای خواندن متن کامل و هم به خط فارسی لطفا صفحه را کامل باز کنید

… ادامه نوشته

3

زمانه تبعيض قائل نيست

Родио Замона 4 угуст панчсола мешавад. Родиое ки ман аз тамоми дигар родиохо бештар дусташ медорам ва бештар аз хар родиои дигаре бо зиндагии харрузаи ман омехта аст. Зиндагии мани точик ки яке аз даххо хазор точики дигаре хастам ифтихор мекунам ки дигар деворхои оханин шикастааст ва холо родиои байналмиллалие мисли Замона аз дарду гаму гирифторихои мардуми ман менависад ва бо мухотабони хамдил ва хамзабони худ моро васл мекунад. 
Родио Замона аз аввалин расонахоест ки хамзабонони дигари худро ки дар кишвархои Афгонистон, Точикистон, Узбакистон ва дигар кишвархои Осиёи Миёна парешонанд аз баданаи аслии худ чудо накардааст  ва барои онхо кафасаи чудо ва ё марзе нагузоштааст. Мухимтарин масоили Эрон, Афгонистон ва Точикистонро бо хам пушиш додааст ва ин хусни Замона аст ки аз дигар расонахои форсизабон як гом чилутар аст. 

درآزادنویس می توانید همین متن را با خط فارسی بخوانید
    

… ادامه نوشته

0

جشنواره‌ی ترانه‌های شرق در سمرقند

0

پراکنده‌ترین پارسی‌‌گویان زمین

افراد زیادی را می‌شناسم که به اتحاد پارسی‌گویان در سراسر جهان اهمیت زیادی می‌دهند و در این زمینه نیز نظریه‌های مختلفی منتشر کرده‌اند. این افراد حتماً می‌دانند که پراکنده‌ترین فارسی‌زبانان جهان تاجیک‌ها هستند و این پراکندگی در دوران شوروی شکل نگرفته است، بلکه از قرن‌ها پیش از آن شروع شده است.
 
تاجیک‌ها در ادبیات پارسی و همین‌طور در پژوهش‌های مردم‌شناسی نسبت به دیگر اقوام مستقر در آسیای میانه به عنوان مردمی سازگار شناخته شده‌اند. تاجیک‌ها در طول تاریخ تنها به خاطر دفاع از سرزمین‌شان در جنگ شرکت داشته‌اند.

تاجیک‌ها در عین حال رو به پراکندگی نیز آورده‌اند و حتی در مرز کوچک تاجیکستان نیز نتوانسته‌اند به یک سیاست ملی فراگیر اعتقاد داشته باشند. بسیاری این خصلت تاجیک‌ها را ناشی از ترس می‌دانند و برخی هم آن را برآمده از محافظه‌کاری ارزیابی می‌کنند.
 
این مسئله تا دیروز برای کشور تاجیکستان مطرح نبود. چنین به نظر می‌رسید که دولت هم در پراکنده‌سازی تاجیک‌ها سهم دارد، اما در چهاردهمین سالگرد به امضا رسیدن قطعنامه صلح در تاجیکستان، امام علی رحمان، رئیس‌جمهور این کشور در سخنرانی خود تاکید کرد که تاجیک‌ها به همبستگی نیاز دارند.
امام علی رحمان بارها نیز به تحمل‌پذیری و شکرگزاری مردم تاجیک اشاره کرد و با یادآوری دوران جنگ از شهروندان تاجیک خواست تا قدر این روزهای آرام و بدون جنگ را بدانند.
می‌گویند در جنگ داخلی تاجیکستان که سال 1997 با قطعنامه صلح به پایان رسید، حدود 50 هزار نفر جان خود را از دست داده‌اند. این قطعنامه در شهر مسکو بعد از پنج سال جنگ به امضا رسید؛ جنگی که تاجیک‌ها از آن به عنوان «جنگ برادرکشی» نام می‌برند.
 
به همین دلیل مراسم امضای قطعنامه صلح که روز 26 ژوئن در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان برگزار می‌شود همواره با رقص و آوازهای محلی تاجیکستان همراه است.
 
در مراسم امسال با این‌که از اتحاد ملی سخن گفته شد، اما وب‌سایت رادیو آزادی گزارش داد که در بین شرکت‌کنندگان از مخالفان دولت کنونی کمتر افرادی را می‌شد دید که میدانی برای ابراز عقیده داشته باشد.
در بین دعوت‌شدگان تنها محی‌الدین کبیری، چهره شناخته شده مخالف دولت کنونی دیده می‌شد که حالا رئیس نهضت اسلامی تاجیکستان است. 

رسانه های مخالف دولت تاجیکستان نوشته‌اند در مراسم‌های دولتی حضور مخالفان دولت و رقیب‌های سابق بسیار کمرنگ است و چنین به نظر می‌رسد که برنامه‌های ملی با شادمانی هزاران نفر از مردم، «بی‌عمق و کوتاه‌مدت» هستند.
 
با این همه جشن قطعنامه صلح، تنها در دوشنبه برگزار نمی‌شود و مردم در دیگر شهرها و محله‌های تاجیکستان نیز این روز را جشن می‌گیرند و برای این که جنگ‌های داخلی پایان یافته است و دیگر هر روز شاهد کشتار و حمله‌های مسلحانه نیستند خدا را شکر می‌گویند.
 
چنین به نظر می‌رسد که شهروندان تاجیکستان از این که مخالفان دولت کاهش یافته‌اند و حتی کم‌قدرت شده‌اند راضی‌اند، چون دیگر توان رقابت با دولت کنونی را ندارند و در نتیجه نوعی ثبات در کشور حاکم شده است؛ ثباتی که بسیاری از روشنفکران تاجیک آن را «کاذب و سطحی» می‌نامند.
 
با این همه هر روز از تلویزیون دولتی ترانه و ویدئوکلیپ‌های تاجیکی با مضمون ملی و وطن‌دوستی پخش می‌شود که در همه آن‌ها چهره رئیس‌جمهور دیده می‌شود.
این تصاویر به گروهی از شهروندان تاجیکستان احساس دورافتادگی می‌دهد؛ به‌خصوص کسانی که در انتخابات اخیر یا شرکت نکرده‌اند و یا رای آنها تاثیرگذار نبوده است. برخی از آن‌ها ریاست امام عالی رحمان را غیر قانونی می‌دانند.
 
در تاجیکستان رادیو و تلویزیون تحت نظارت دولت است و کمتر رسانه مستقلی را می‌شود دید که بی‌ترس و نگرانی از واقعیت‌های جامعه خود بنویسد. رسانه‌ها چونان دوران شوروی سابق هنوز به عنوان وسیله‌ای مستقیم برای ترویج و توصیف دولت کنونی محسوب می‌شوند.
 
جامعه‌شناسان تاجیک می‌گویند که شهروندان عادی و جنگ‌دیده تاجیک که در دوران جنگ داخلی نتوانستند کشور را ترک کنند و شاهد کشته شدن عزیزان خود بودند، از شرایط کنونی تاجیکستان راضی هستند.
شایعه دیگری هم در داخل کشور وجود دارد که اگر رئیس‌جمهور تغییر کند دوباره به جنگ‌های داخلی دامن زده خواهد شد. در نتیجه مردم عادی خواهان باقی ماندن امام علی رحمان در راس دولت هستند.
حالا در همان کوچه و خیابان‌هایی که 14 سال پیش افراد مسلح با تانک راه می‌رفتند و بدون چون و چرا تفنگ بر پیشانی هموطن خود می‌گذاشتند، بزم و شادی برپاست. به‌خصوص در «نوروزگاه» که بزرگ‌ترین میدان جشن در شهر دوشنبه، پایتخت تاجیکستان است.
این متن فشرده برنامه رادیوییست که برای رادیو زمانه آماده شده و برای منبع به این پیوند مراجعه بکنید:

0

12 Кахрамон 12 Имом ва 12 Зиндонии Ирони

Оё хануз хам бани одам аъзои якдигаранд? Гохе ба назар баъид мерасад ки чунин бошад. Гохе ба назар мерасад ки хамеша чунин буда. Аммо вокеъият ин аст ки хеч кадом нест. Хамаи инхо хам хаст ва хам нест. 
Мо гохе хамдарди якдигарем, гохе озордиханда. 
Ин муддатхо намедонистам ки чи бикунам ки азоби вичдонам камтар шавад аз ин ки ба эътисоби газои ин 12 тан зиндони ирони ки дар эътироз ба марги хамселули худ даст ба гуруснанишинии номахдуд задаанд. Охирин коре ки метавонистанд дар дохили зиндон бикунанд. 
Ин характи онхо вокеан маро водор ба ин мекунад ки фикр кунам ман дар озоди чи коре мекунам ки зулму ситам кохиш ёбад ва озоди дар осмони хоки мо низ осуда нафас бикашад? 
Дустони ирони хам як хафтааст бехобанд ва бо интишори видию аз назар ва хамбастагии худ мегуянд аз нигарони ва аз якдилии худ мегуянд. 
Кош мо хам коре мекардем барои озодии Уринбой Усмонов, ки  барои хабарнигор будан дар банд аст ва товони рафтори озодонаи худро медихад дар кишваре ки чашми умеди милиюнхо форсизабон ба он хира аст. 

بنی آدم عضای یکدیگرند؟ گاهی به نظر می رسد که بعید باشد. گاهی به نظر می رسد که همیشه چنین بوده و گاهی… اما واقعایت این است که هیچ کدام از این نیست و گاهی همه اینهاست. ما گاهی همدرد یکدیگریم. گاهی آزارنده.. 
این روزها نمی دانستم که چه کار بکنم تا عزاب وژدانم کم شود از این که به اعتصاب غذای این ۱۲ تن زندانی کاری نمی کنم. این حرکت آنها مرا وادار می کند که به خود فکر کنم که در آزادی من چه کار می کنم؟ استفاده من از این آزادی چه هست؟ چه کاری می کنم که در بشود در خاک وطن ما نیز آزادانه نفس کشید و قامت راست کرد؟
 
دوستان ایرانی زیادی هم این روزها بیخوابند و با اینتشار ویدیو از نظر و همدلی خود می گویند از نگرانی و امید خود می گویند.
کاش ما تاجیکان نیز این همبستگی ایرانیان را داشتیم وچنین یک کاری را در حمایت از خبرنگار زندانی بی بی سی ازبکی در تاجیکستان بکنیم. کاری بکنیم تا کسی به خاطر عقیده دستگیر و زندانی نشود. 

  
صفحه ها ... 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17