Power to the people
Because the people got the power...
این شعار مردمی بود که دیروز در کوچه های اصلیی لندن برای ابراز ناراضی گیی خود دست به راهپیمايی زده بودند. من با دوستان خود همراهی میکردم که در دست پلاکرد آیران اکشن را می بردند و چنین به نظر میرسید جز آنها دیگر ايرانیی در نزدیکیهای ما راه نمی رفتند. در گروهی ما که با دعوت و ترغیب رودابه از دوستان ایرانیی من آمده بودیم و در آن جا ارزلا یک دوست افغان و شوهر رودابه تونی و خواهرش تهمینه را دیدیم. البته یک دوست تورکیی ارزلا و دو سه دوست اینگلیسیی رودابه نیز با ما راه می رفتند. راه می رفتم و می اندیشیدم که به اینها چی. این ها در این جا زندگانیی خوب دارند. تقریبا 45 هزار نفر راهپیمايی میکردند و شیعار بر ضد جنگ با ایران و دیگر کشور ها می دادند.
بعد به خود فکر کردم که فرق ما جوانان جهان سوم و اینها کی در اروپا و کشورهای مترقی هستند در چیست. شاید در این که ما طلب نمیکنیم چن میدانیم که حرفمان به جای نخواهد رسید. حرف اینها نیز این قدر ها به جايی نمیرسد، اما حرفشانرا میزنند و در دل نمی گیرند تا این که به افسرده گی برساندشان.
در پایان راهپیمايی از پسر تقربا 10 ساله ای اینگلیسیی که در دست پلاکرد "نا وار آن ایران" را داشت پرسیدیم که میدانی ایران در کجاست. گفت در مدل ایست. کجای مدل ایست؟ نزدیکی عراق. ده ساله بود و این قدر فعال که شاید در کشور های ما یک فعال سیاسیی سی ساله این قدر شجاع و دلیر نباشد. به خودم اندیشیدم که چی کار میکردم وقتی ده سالم بود.
بعد از تظاهرات ضدآمريکايی رفتیم مکدونالد خوردیم! و بعد از آن رفتیم مغازه ای ایرانی که خرید نوروزی کنیم. در آن جا فهمیدم که آن ایرانی هايی که در راهروی نبودند کجا بدند. مغازه ایرانیی کینزنگتان پور از مردمی بود که خرید میکردند. حتا نماینده گیی يک تلوزيون ایرانیی ماهواره ای هم آنجا بودند که با مردم صحبت میکردند. ماهی های طلای، سبزی، میوه، سیر و همه چیزی که برای نوروز در ایران می شود پیدا کرد این جا پیدا میکردی. حتا کوچه هارا آب زده روفته بودند، مثل یک خانه کی توی داشته باشد. یعنی نوروز برتر از هر راهپیمايی بود برای مردم ایرانیی که آن جا میدیدم. به خود می گفتم چرا نه. اینها که این جایند در انگلیس و جانشان خلاص است از هر گونه دغدغه و جنگ.
اما باز فکر کردم اگر تا نوروز آینده در ایران جنگ باشد این جا در کنزنگتان مردم چی کار می کرده باشند. شاید باز به همان خرید عادتیی خود می آمده باشند و یا شاید هم دیگر هیچ نانی و نوروزی از گلویشان نگزرد. اما این تنها فکر من بود. نوروز همیشه سر بالا و شاد بر خانه دان های شما پای گزارد و هیچ گاه در هیچ روزی و نوروزی در هیچ جای دنیا جنگ نباشد. هر کی طرفدار نوروز است طرفدار جنگ نمیتواند باشد!
اينها هم چند گزارش ديگر:
بی بی سی
سیبستان
ملکوت غربی