April 22, 2008

وقتی فارسی می نویسم



وقتی به وبلاگ نویسی شروع کردم با خط سرلیک تاجیکی می نوشتم و چون در دور دوستان ایرانی خود (که باورم نمی شود پنج سال گزشته است و من هنوز این خط را به خوبی یادنگرفته ام) احساس ناشکری داشتم و شروع کردم با سختی فارسی تایپ کنم که حالا خوبتایب می کنم اما همچنان نوشته هایم غلت های زیاد عملای دارد. این از کندی خود من است. حالابگزریم. می خواهم بگویم که این روزها سیل وبلاگنویسان تاجیک به دمیای انترنت راه یافته اند و منهم تلاش می کنم گاهی با خطی که برای تاجیکان راحت تر است بنویسم. اما باور کنیداحساس خوبی ندارم.
انگار در جمعه نشسته ام و با زبانی صحبت می کنم که بقیه نمی فهمند.
اگر کتاه تر بگویم، دچار بهران خط شده ام. هرچند در تاجیکستان تعداد کسانی کهبه فارسی بخوانند و بنویسند زیاد شده اند اما هنوز این خط برایمان روان و خوانانیست. 
 
همان طور که من بعد از پنج سال با این خط احساس راحتی ندارم. خط فارسیکه ما تاجیکان آنار عربی میدانیم برای من که تا 25 ساله گی با آن نمی نوشتم و با خطسرلیک شکل گرفتم احساس می کنم که این خط برایم مثل مادراندر خواهد بود برای همیشه بیگانه و سخت. هرچند خطسرلیک مادر هویت یک قرن تاجیک بوده است تا یک قرن دیگر نیز باید با این خط فارسیآدت کنیم و درواقع تمام آداتی که با خط سرلیک آموختیم کنار بگزاریم و با شیوه دیگربنوسیم.

با این حرف ها نمی خواهم شمارا به تردید رو به رو کنم. ما تاجیکانهمیشه به کسانی که خط فارسی می وشتنند احترام زیادی داشتیم و داریم و همیشه ارماناین خط در دلمان بیدار داشته یم. حالا که قرار است دوباره به این خط برگزدیم درواقعاحساس خوشحالی داریم. خط یگانه که خط فارسی باشد، تنها راه اتهاد مردم فارسی زباناست.

اما وقتی زبان مادری خودرا با خطی بنویسم که مادرام قادیر بهخواندن آن نیست، احساس گسستگی می کنم.

این هارا می نوسم که شما خواننگاناین وبلاگ در این نوشته ها از فکر و اندیشه یک تاجیکی که در حال تلاش به رسیدن بهپیوندهای کنده شده در دوران شوروی است، آشنا شوید. اما این تلاش باز هم همزمان در حال گسسته شدن از دیگر پیوند هایاست که در این قرن گزشته در فرهنگ و روزگار ما تاجیکان روخ داد.

یکی ازخوانندگان در پای متلب نوشته قدیمیی من نوشته بود که دوست دارد به دوشنبه، تاجکستان برود بهعنوان آموزگار خط فارسی. فکر کنم جوانان تاجیک از خدا می خواهند که چنین داوتلبانبیش تر و بیشتر به تاجیکستان روند و دست آنان را بگیرند.

دولت تاجیکستان اعلام کرده که در مدت 4سال همه شهروندان تاجیک قادر به خواندن و نوشتن  خط فارسی شوند. اما من به این زودیها انجام شدن این طرح خوشبین نیستم. چون هدف سنگین ایست برای مردمی که در حال دست و پنجهنرم کردن با مشکلات روزمره خود هستند، این خط را به آسانی بیاموزند و همزمان پا به پای دیگر مردمآسیای میانه رشد کنند.

با نگرانی و در این حال با خوشحالی به این ماجرانگاه می کنم. منی که 5 سال زبان انگلیسی خواندم و دو سال است که در حال آموختن زبانهولندی هستم، احساس سخت عقبماندگی دارم از آنهای که این همه زمان را در راه آفریدنو دانش اندوختن با زبان مادری خود بودنند.
از این جاست که جوانان ایرانی فعالتراند. چون هیچ گاه مجبور نشدنند که در وطن در کنار مادر و زمین خود با زبان و خطبیگانه ای درس بخوانند.

اگر دوستان تاجیک دوست دست مردم تاجیم را در این دورانسخت و اما گذرا نگیرند وصل مردم فارسی زبان به این زودی ها روخ نخواهد داد.
همچنانکه دست مرا گرفتید و در این مدت به من خط فارسی آموزاندید و بر اشتباهات من چشمپوشیدید و گاهی هم راه نماییم کردید.

با وجود این که کند بودم اما با کومکشما به این جای رسیدم که می توانم وبلاگم را باز کنم و با خط برای ملیون ها  مردم فارسی گو آشنا وخوانا فریاد بزنم: کومک کنید، ای فارسی زبانان دنیا زبان فارسی در سمرقند و بخارابی پشت و پناه است! بی کتاب است.
 
April 22, 2008 11:07 PM
Comments

شهزاده جان، تلاشی که می کنی تحسین آمیزه. راستش خیلی مهم نیست که غلط دیکته ای داری. چون مهتر از غلط دیکته ای و گرامر و اینها اینه که ارتباط برقرار بشه که همیشه در نوشته های تو یک حسی هست که آدم باهاش ارتباط برقرار می کنه. برای بهتر شدن فارسی نوشتن هم چاره همینه که وبلاگ بنویسی و در زمانه بنویسی و نوشته هات رو قبل و بعد از ویرایش با هم مقایسه کنی.

***
خورشید عزیز

از نوشته ات پیداست که انسان دقیقی هستی و نوشته هایت را با دقت دو و سه بار می خوانی تا نشر کنی. اما من یک انسان بی قید و بندی ام و بدبختانه تا به حال چیزی ننوشته ام که بتوانم دو دفعه بخوانم شان.

از این دل من حرف تازه ای به این زودی ها نبرخواهد خواست تا برای خودم حتا شوق آور باشد.
این جا همین صحبت کهنه دوری و جدایست تا ببینیم چه در پیش است.
اما باید بگویم که در یکروی از خر ماندنی ندارم و تا به مقصد نرسم هیچ کاری را ناتمام نمیگزارم. هرچند کند و آهسته اما انجام خواهم داد.
در کودکی دو آروز داشتم اول راننده و بعد نویسنده بشم. دو روز شد که گواهنامه راننده گی ام را بلاخره به دست گرفتم. حالا باید از خود نویسنده بسازم.

یک دنیا سپاس از تو

Posted by: خورشید at April 23, 2008 12:54 AM

شهزاده عزيز مدتي است كه نوشته هاي تو را مي خوانم و لذت مي برم بنظر من هم غلط املايي مهم نيست مهم آن احساس نزديكي است كه آدم از خواندن نوشته هايت حس مي كند.به هر حال من ايرانم ،در مهد زبان و ادبيات فارسي ،عاشق ادبيات،تاجيكستان ،دوشنبه و همه چيزهاي ديگري كه حس خوب همزبان بودن به من مي دهد،بي تعارف و بي هيچ حرفي حاضرم آنچه را كه از ادبيات مي دانم در اختيار تو و تمام جوانان تاجيكي بگذارم.اگه دوست داشتي ايميلم را برايت گذاشتم.اگه كتابي ،نوشته اي چيزي خواستي كه در اونجا نيست و اينجا هست ،به ديده منت.....

Posted by: marzieh at April 23, 2008 8:54 AM

سلام شهزاده متاسفانه ایرانی ها ( پارسی زبانان ) در طول تاریخ هیچ گاه خود صاحب رسم الخط نبوده اند و بعد از حمله اعراب رسم الخط اعراب جایگزین رسم الخط های دیگر شد و تا به حال نیز ادامه دارد و همه شاهکار های ادبی مان هم به این خط عربی است و ناگزیر ماهم باید با آن بنویسم و ارتباط برقرار کنیم حال اگر شما هم با خط سرلیک می نوشتید خرده ای برشما نیست و نخواهد بود ولی چون همانطور که گفتم بیشتر شاهکارهایمان به خط عربی است پس چه بهتر که این رسم الخط را هم به خوبی یاد بگیرید . ممنون

Posted by: پرویز at April 23, 2008 9:30 AM

خوشحال شدم نوشته شما را خواندم و از این خوشحالتر که در پی هویت خود تلاش میکنید از خداوند کامیابی شما را درخواست میکنم تازه بلاگ شما آشنا شدم مطمین باشید یک خواننده ثابت پیدا کردید

Posted by: م.سلطانی at April 23, 2008 2:23 PM

سلام واقعا از این نوشته شما لذت بردم. بسیار ساده و بی تکلف می نوسی و همین انسان را جذب می کند. امیدوارم این نوشته های زیبایت ادامه داشته باشد. هر چند تایپ فارسی برایت مشکل باشد.
صدا ،صدا ، صدا.........
تنها صداست که می ماند
پرنده‌ای که مرده بود به من پند داد، پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است.

Posted by: مهدی at April 23, 2008 2:46 PM

سلام .چقدر خوشحال شدم از خواندن متن زيبا و دوست داشتني شما .اميدوارم با تلاش و پشتکاري که داريد هر روز موفق و موفق تر از گذشته باشيد
اکنون تو نيزپرگشودي و رفتي/ آزاد و رها/ همچون پرندگان مهاجر / با بال هاي سپيد رؤيايي/آه مي دانم ... مي دانم/ديگر براي ديدار تو/بر آسمان نيلي روز/ چشم بايد دوخت

Posted by: mehrdad at April 23, 2008 3:27 PM

سلام دوست عزیز ازتلاشی که میکنی خیلی لذت بردم امیدوارم موفق باشی

Posted by: sam at April 23, 2008 4:09 PM

سلام شهزاد جان
بسیار از خواندن مطالبتان خوش وقت و سرافراز شدم. خواستم بگم که در عوض شما از کلمات اصیل فارسی بیشتری نسبت به خواهران و برادران خود در ایران استفاده می‌کنید. امیدوارم که همانقدر که شما خط عربی می‌آموزید ما هم استفاده بیشتر از این کلمات را یاد بگیریم.

Posted by: سینا at April 23, 2008 5:04 PM

این بار نخست بود که من از وبلاگ سمرقند دیدن کردم و واقعا لذت بردم از اینکه فارسی زبانان تاجیکی تا این حد در مورد اتحاد فارسی زبانان ارزش قائل هستند. این تلاش 5 ساله شما برای یاد گرفتن نوشتار فارسی واقعا تحسین برانگیز است.
پیروز باشید

Posted by: Navid at April 23, 2008 5:21 PM

بوی جوی مولیان آید همی
یاد یار مهربان آید همی

برای آگاهی خوانندگان گرامی:
این دبیره پارسی است نه عربی. برای آگاهی بیشتر می توانید به کتاب رکن الدین همایون فرخ نگاهی بیاندازید.
شاد باشید

Posted by: مسعود لقمان at April 23, 2008 8:45 PM

سلام خانم شهزاد
وبلاگ بسیار قشنگی دارید. در عین حال شیرین و جذاب هست که ناخودآگاه خواننده را جذب می کند.
ما به نوعی درد مشترک در مورد زبان مادری داریم ولی من این درد را که شما گفتید "گسستگی"
از زاویه دبگری حس و لمس می کنم. درد من ناشی از ممنوعیت (دولتی) تدریس زبان مادری من می باشد که باعث نابودی زبان مادری من و قوم من و از بین رفتن کارکردهای مهم در جامعه خواهد شد. و الان این گسستگی تاثیر مخرب خود را در زبان و تکلم کودکان و بزرگسالان گذاشته است.
سلامت و پایدار باشید.

Posted by: ایلیاد at April 24, 2008 11:59 PM

چند سال پیش پدرم در مشهد خواست از یک زن میوه فروش ، چند کیلو میوه بخرد ، میوه فروش گفت که این میوه ها مال بخاراست . پدرم گفت شما هم بخارایی هستی ؟ آن زن گفت : بله .
پدرم به او گفت خیلی خوب به پارسی گپ می زنید !!
آن زن نیز استوار گفت : « من ایرانی ام » . ( یعنی پارسی گویی من بخارایی ، نباید شما را شگفتزده کند .)
پس از شنیدن این داستان ، احساس می کنم برای سفر به سرزمین های تاجیک نشین بی تابم .
با داشتن این هم میهنان بهتر از جان ، چگونه می توانیم در کمک کردن شان کوتاهی کنیم ؟؟
راه چیست ؟ چاره چیست ؟ آیا راه و چاره ای هست ؟
هنگامیکه از سخت گیری ازبکان بر تاجیکان می شنوم ، دلم یه جوری می شود . اگر کاری از ما ساخته باشد با جان و دل نجام می دهیم . واین وظیفه ی هر کس است در برابر میهنش و هم میهنانش .
راستی نمی دانم تاکنون دقت کرده اید یا نه ، ولی 90 درسَد غلط های املایی شما مربوط یه واژه های تازی است وگرنه نوشتن واژه های پارسی کاری ندارد .

Posted by: محمدحسین نژادآریا at April 25, 2008 8:05 PM

خانم عزیز؛ این چند خط رابا عجله ولی با اشتیاق مینویسم چون فردا برای بار پنجم عازم سمرقند وبخارا ووادی فرغانه میباشم. البته این بارا قبل از مسافرت مزاحم اوقات شریف شما نشدم با اینکه مطلب برای گفتن زیاد بود. سعی میکنم با دوستانتان که واقعا دوستداشتنی هستند مجددا تماس بگیرم. در مورد کمبود کتاب و نوشته فارسی در آنجا؛ این را شما و امثال شماباید پیشگام و پیشاهنگ بشوید چون بنظر من خارجی ها در انجا خیلی زود مورد سوء ظن قرار میگیرند و نایافته دم دو گوش را هم گم خواهند کرد.داستان ملاقاتم با یکی از مقامات دانشکده زبان تاجیکی را که برایتان عرض کرده ام.هفته گذشته به دوست مشترکمان در برلین پیشنهاد کردم که از این خیابان یکطرفه خارج شویم(که انها کتابهایمان را بخوانند) و سعی کنیم که نوشته ها واشعار مردم حیطه تاجیکستان فرهنگی را به خط فارسی منتشر کنیم. از این راه هر دو طرف سود خواهند برد.ایرانیان با ادبیات تاجیکی آشنا میشوند و تاجیکها می بینند که در ایران هم خواننده دارند و کسی قصد هجوم فرهنگی ندارد.در خاتمه شعری از دوست شما دلشاده خانم؛ که چون آنرا در خیابان یادداشت کردم چند کلمه اش نا خوانا شدند.
دل گمشده
چه میدانی ؛ همه چینم گوهر/به جیبی پریشی (؟) ز قصر غم
چه میدانی؛ که جز نقش یادت/ ندیدم صادق ترین محرم

Posted by: massud at April 25, 2008 8:12 PM

با سلام و درود
بطور اتفاقی با وبلاگ شما آشنا شدم. بسیار جالب و زیبا بود دغدغه های شما در موردزبان و رسم الخط آن کاملاً بجاست. آسیای میانه مهد تمدن گرانسنگ فارسی زبانان است.و دراین میان نقش سمرقند و بخارا خود معلوم است. یک جائی در کتابی خواندک که حتی پیامبر اسلام از شهر بخارا تعریف و تمجید فرموده اند. و شارحان دلیل آنرا شهدائی دانسته اند که از این خاک و یا براین خاک جان داده اند و یا خواهندداد لقب بخارای شریف همواره در خاطرمن مادگار خواهد بود.پاینده بادسرزمین رودکی بزرگ (سیستان وبلوچستان-ایران).

Posted by: محمد at April 27, 2008 6:04 AM

سلام
همان اندازه كه شما در نوشتن خط فارسي مشكل داري ، من هم در نوشتن لاتين .ايميل ات را خواندم بسي خشنود شدم.
اگر برايم آدرس پستي ات را ايميل كني ،كتابهاي "ناظم حكمت " را به زودي برايت پست مي كنم .
زنده و پايدار باشي

Posted by: lalbazri at April 27, 2008 8:12 AM

پاره هایی از تنم ، او فتاده در جهان
هر یکی به یکطرف،دور مانده از کیان
هر کدامشان سرند،هر کدامشان روان
هر کدامشان دلند،هر کدامشان زبان
سرو قامت و سترگ ،ایستاده اند چو جان
در میان دشمنان ، در میان بد زمان
هر کدام شهر من ،هر کدام عشق من
چون سرشته شد گلم، از لطا فت زبان
قند قند پارسی، لعل لعل بد،خشان
ای بخارا ی ما ، ای سمرقند جان
ای هرات عزیز،ای دوشنبه *جوان
زنده باد نامتان ، زنده باد یادتان.

*دوشنبه شهر نو بنیاد ،پایتخت تاجیکستان عزیز.

دوستان عزیز.
در گروه شعر جای هموطنان پارسی گویمان را خالی دیدم.
پیشتر با برخی چکامه هاشان آشنا بودم .و دورادور دوستدار صفایشان.
در حد توان به معرفی آثارشان می پردازم و در این راه نیازمند همکاری شمایم.
امید آن دارم روزی در این جایگاه خودشان حضور یابند تا بی واسطه در خدمتشان باشیم .
تا دست در دست هم پاسدار آنچه باشیم که برایمان مانده !!!
چندی دیگر آیا باید در سوگ سمرقند و بخارا ! مرثیه سرایی کنیم ؟!؟!
هرگز مباد.

چگونه باز به ماتم نشست خانه ما
هزار نفرین باد
به دستهای پلیدی
که سنگ تفرقه انداخت در میانه ما.
(حمید مصدق)

Posted by: faryad at April 27, 2008 9:14 PM

یعنی ممکنه یه روزی تو هم بیای به من سر بزنی؟

Posted by: varipal at April 28, 2008 8:15 AM

ایرانی، هرکجا هستی پیروز باشی و سرافراز

(حسین از تهران)

Posted by: Hossein at April 30, 2008 1:09 PM

همين ديروز خبر خوشی را شنيدم که ماه سپتامبر آينده در شهر دوشنبه درهای نخستين مدرسه بين المللی ايرانی باز خواهد شد و واحد های آن به زبان پارسی (و دبيره پارسی) خواهد بود. راه بس درازی است که ما، ايرانيان آسيای ميانه، تا حدی آن را طی کرده ايم و باز هم می کوشيم جلوتر برويم تا به سرمنزل مقصود برسيم که همانا هويت ذاتی خودمان است

سپاس از شهزاده

Posted by: Dariush at May 1, 2008 11:36 AM

با سلام
امیدوارم هرچه زودتر خط فارسی در تاجیکستان جای الفبای سیرلیک و خط تاجیکی را بگیرد این عمل انجام نخواهد شد مگر با تلاش پرزیدنت مملکت امام علی رحمان که به تازگی پسوند اف را از نام خانوادگی خود حذف نموده و گامی مهم را به پیش برده است . اگر در کشور تاجیکستان سایتهای اینتر نتی به زبان روسی تاجیکی و فارسی طراحی شوند این خود گامی موثر در اشنایی دو ملت هم زبان خواهد داشت و دانشگاهیان ایرانی تماس بیشتری در جهت توسعه علم با یکدیگر خواهند داشت.
با احترام:علی فرزد

Posted by: علی قرزد at May 2, 2008 1:45 PM

خواهشمندم نظر خود را در رابطه با مطلب فوق که برایتان نوشته ام برای من ایمیل نمایید.
علی فرزد

Posted by: علی at May 2, 2008 2:34 PM

سلام
فرمود:همت بلند دار كه مردان روزگار از همت بلند به جايي رسيده اند.
در مورد كتاب،سايتهاي زيادي در اينترنت كتابهاي فارسي را براي بارگذاري(download)گذاشته اند.
بزودي آدرس چند تا را برايتان ميفرستم.
موفق باشيد.

Posted by: فرزين at May 4, 2008 3:43 PM

سلام
با اینکه غلط های املایی بسیاری داری ولی مهم نیست همین که کوشش می کنی و جرات کردی بنویسی خیلی مهم است
من هم این روزها یک زبان جدید را یاد می گیرم و درک می کنم که نوشتن چقدر سخت ایت
من ادرس تو را در وبلاگ خودم می گذارم و امیدوارم که روزی بدون غلط بنویسی

Posted by: shaghaygh at May 10, 2008 9:58 PM

Besyaar matlab-e xubi neveshtid. Man xudam, ke dar Dushanbe bozorg shodam va 22 saal daaram emruz ehsaas-e xubi nadaaram vaqti baa dabirah-ye sirilik minavisam. Man ham hamishah kushesh mikonam, ke baa xatt-e Farsi navisam.
Man ham ke yak taarnegari-raa taazah baaz kardam, baa dabirah-ye Farsi minavisam va baa nazar daasht-e aan ke besyaari az mardom dar Tajikestan dabirah-ye Farsi-raa raahat namixwaanand, dar zir-e har matlab baaz sirilik ham minavisam.

Bah omid-e aan ruz hastam, ke hamah-ye maa bah dabirah-ye xudamaan bar gardim.

Dustdaar-e taarnegaarataan,
Ramin.

Posted by: Ramin at May 12, 2008 6:02 AM

درود
دوست گرامی
نخست آنکه شما جز چند اشتباه بسیار هم زیبا نوشتید . مهم این نیست که چگونه بیان می کنید مهم این است که شما به زیبایی تلاش می کنید و این تلاشتان بسیار ارزشمند است.
دوم آنکه لطف کنید بفرمایید منظورتان از کمک چیست. من با کمال میل در خدمت شما هستم.
با آرزوی بهترین ها برای شما

Posted by: برنا at June 28, 2008 4:53 AM
Post a comment









Remember personal info?