
می گویند چرا حرف می زنی؟ چرا می نویسی؟ تورا خدااز این جور چیز ها ننویس! اما دلم می خواهد تا زمانی حرف زنم از آن چه که نباید، تا زمانی که گفتنش معمولی شود، تا دیوار های سنت بخت شکن ویران گردد. تا زمانی که یک دختر نوجوان از این که بکارت اشرا از دست داده است خود کوشی نکند و یا از خیانت دیگران نشکند و یا احساس گنهکاری کند.
حتا اگر همه دوستان خود را از دست بدهم، حتا اگر هیچ کس جرعت نکند تا با من حرف زند،چن ممکن است که در نظر بعضی ها این کار بد باشد. اما من به آن بعضی های دیگر فکر می کنم که دور از این حرفهایند و طعمه و یا قربانی.
اما مطمینم که این ابر تردید از بین ما شرقیان نیز برداشته خواهد شود. بتمام برداشته و ما به مشکلات جدی ترو ژرفتری خواهیم پرداخت و به فرجام خواهیم رساند. اگر شما نیز "چشم" نگوید به آن روز زود تر خواهیم رسید.