با سپاس بی اندازه از یک دوست ارانی نادیده که این سحر یک نامه بسیار سمیمی و پرمهری از او دریافت نمودم. نامه اش این قدر به اندیشه های دیل من نزدیک بود که خواستم شما خواننده گان عزیز نیز آنرا بخوانید. اومیدوارم که این گستاخیی من دلیل به آزرده گیی خاطر آن دوست نگردد. سبب این است که من دانش کامپوتریی عالی ندارم و این دوست دیگر ما داریوش است که دست یاری به من دراز میکند و این همه امکاناترا نیز او از روی لطف خود برای من فراهم آورده است. حالا از آوردن این نامه مقسدم آن است که شروع درخواست کمک از دوستمان داریوش کرده باشم.
طربخانه تاجیکی در سمرقند مجازی می گذارم نام این نامه را:
سلام شهزادهىِ عزيز!
من، از زماني كه فارسىنوشتنات را آغاز كرده اى، مدام براىِ خواندنِ نوشتههايت لحظهشمارى مىكنم. لهجهىِ تاجيكىِ شما تاجيكان بسيار زيبا و دوستداشتنى ست. من اين لهجه را نخستينبار در «سكوت»ِ محسن مخملباف شنيدم و از همان زمان آرزوىِ سفر به تاجيكستان و ديدار و همسخن شدنِ با آنها به جانام افتاد. اين فرصت براىِ من دست نداد؛ اما، در عوض، «سمرقند»ِ مجازىِ تو ـ كه اگر اشتباه نكنم از لندن جان مىگيرد ـ تاجيكستان و لهجهىِ شيرينِ مردماناش را به اتاقِ كوچك من در اين سوىِ دنيا آورده است و اين براىِ من غنيمتِ بزرگي ست. واقعاً از تو ممنون هستم كه براىِ ما مىنويسى.
وقتي كه نامِ «دولتمند» را در وبلاگات آوردى، سخت در پىِ شنيدنِ صداىِ او برآمدم تا اينكه سرانجام پنج/شش تا از تصنيفهايش را در وبلاگِ صاحبِ ملكوت پيدا كردم. همين چند لحظهىِ پيش. اكنون به «حيلت رها كن عاشقا»يش گوش سپرده ام. و همين بود كه من را به نوشتنِ اين چند خط واداشت. اين چند روز حال-و-روزِ دمق و افسردهاي داشتم. اما اين تصنيف سخت بر جانام چنگ انداخت و حالي-به-حاليام كرد. عجيب است. با اينكه هرگز آوازي و يا تصنيفي با لهجهىِ تاجيكى نشنيده بودم اما، نمىدانم چرا اين صدا اين قدر آدمى را دچار نوستالژى و دريغِ روزگاران گذشته مىكند. چشمانام بىاختيار تر مىشود و مىخواهم هاى هاى...
سرت را درد نياورم. مىخواستم ازت خواهش كنم تا تو هم ـ همچون داريوشِ محمدپور ـ در كنارِ صفحهات طربخانهاي باز كنى با نامي همچون «طربخانهىِ تاجيكى» و ديگر كارهاىِ دولتمند و تصانيفِ ديگر خوانندگانِ تاجيكى را در آن جاى دهى. براىِ آنهايي كه دسترسى به اين آثار ندارند اما سخت شيفته و خواهانِ شنيدنِشان اند؛ يعنى كساني چون من!
لطفاً زودتر پاسخام را بده تا جانام پريشان نشود.
شادكام و كامروا باشى
مشکلی ندارد طربخانهی تاجيکی. کار سادهای است، اضافه کردن چند کد است. اما در چنتهی من همان چند ترانه و تصنيف دولتمند هست و بس. البته مجوعهای از آثار گرمينج را دارم که تبديل کردن آنها وقت میبرد و اين روزها شديداًمشغولام و پرداختن به همهی دقايق کارهای سايت و این جور مسايل از عهدهی من فعلاً خارج. اندکی اگر حوصله کنيد و مواد خام (!) کافی را در اختيارم بگذاری، کاری ندارد.
Posted by: داريوش at January 31, 2005 01:49 PMمواد خام روی کاست می خواهی يا سی دی؟ دی وی دی چطور است؟
Posted by: سيبستان at January 31, 2005 03:58 PMممنونم از عزيزي كه اين فكر را در ذهنت گذاشت. من هم دوستدار آهنگهاي تاجيكم .خوشحالم كه كنار عزيزاني چون داريوش و سيبستانم كه اين حاجات را به سرعت و دقت پاسخگو يند. همتشان واقعآ ستودني است.
Posted by: پرنيان at February 1, 2005 08:02 AMشهزادهىِ عزيز درود
من چند ترانه رااز طربخانه تاجيکي گوش کردم و بسيار بسيار لذت بردم.اما هنگاميکه دختر کوچکم از من پرسيد که اين ترانه چه مي گويد.نتوانستم پاسخ بدهم زيرا که گويش اين ترانه ها محلي است. آيا ممکن ميشود که متن تنها دو تا از اين ترانه ها را برايم بنويسي؟ من عزيزم،دلارامم و خورشيد من(نام دخترکم خورشيد است) را بسيار دوست دارم. ميدانم که فرصت نداري ومصروف هستي ولي دوست دارم روحيه شما را بهتر بشناسم و به فرزندانم بهتر معرفي کنم. با درود بيکران.نيما
salam
عزیزم بسیار خوشحال از اشنایی با سایت شما دوست دارم شما را در ایران ملاقات نمایم حتما اگر فکر سفر به ایران را داری با من تماس و ایمیل بزن با تشکر فراوان arash